السيد حامد النقوي

170

عبقات الأنوار في إمامة الأئمة الأطهار ( فارسي )

سبب حاجت به استشهاد نداشته ، پس در ثبوت و تحقق آن ريبى نماند . فوا اسفاه كه متعصبين قوم همت قاصر بلكه اقصر را بر رد چنين حديث شريف مىگمارند . و اصلا از خدا و رسول استحياى نمىكنند ، و از مؤاخذهء يوم الجزاء و فضيحت دنيا نمىهراسند . و للّه الحمد و المنة كه از ملاحظهء جميع روايات استشهاد كه ائمهء نقاد و أساطين صدور ارباب اعتبار و اعتماد روايت كرده‌اند ، كمال انصاف و اطلاع و طول باع فخر رازى ظاهر مىشود ، كه او در « نهاية العقول » بسبب غايت مجانبت زيغ و حيف ، وجه ثانى را از وجهين اثبات حديث غدير كه آن احتجاج است بمناشدهء جناب امير المؤمنين عليه السّلام بصراحت تمام ضعيف گفته ، و تصحيح اين مناشده را غير ظاهر ، بلكه بسبب احتراز از مراء و لجاج محتاج اثبات وانموده ، بلكه بكمال جسارت و تهور ادعا نموده كه اكثر محدثين انكار مىكنند اين مناشده را ، فنعوذ باللّه من الانهماك في مثل هذا الهذر و البهتان و الكذب و العدوان ، و اللَّه الموفق و هو المستعان . و هر چند از بيان سابق دلالت استشهاد جناب امير المؤمنين عليه السّلام بر آنكه حديث غدير دليل امامت آن جناب است ظاهر شده است ، لكن به حمد اللَّه و حسن توفيقه در اينجا باثبات مىرسانم كه حسب تصريح علامه على ابن ابراهيم حلبى كه از اكابر مشايخ و اجلهء محققين ايشان است ، و نبذى از فضائل فاخره و محامد زاهرهء او سابقا شنيدى ، جناب امير المؤمنين عليه السّلام بحديث غدير احتجاج فرموده بر كسانى كه نزاع نموده بودند آن جناب را در خلافت ، در « انسان العيون في سيرة الامين المأمون » گفته : [ و على تسليم ان المراد انه أولى بالامامة ، فالمراد في المال لا في الحال ،